قلعه الموت؛ از اساطیر باستانی تا پایتخت اسماعیلیان

در دل کوههای سر به فلک کشیده البرز، جایی که تاریخ و افسانه در هم تنیدهاند، سازهای باستانی سر بر آسمان خراشیده که قرنهاست چشمها را به خود خیره کرده است؛ قلعه الموت. این دژ عظیم و رازآلود که همچون عقابی بر فراز صخرهای بلند آرمیده، نه تنها نمادی از قدرت و استقامت معماری ایرانی است، بلکه یادآور فصولی پرهیجان از تاریخ این سرزمین نیز میباشد.
از دوران اساطیری و نامگذاری مرموزش تا تبدیل شدن به مرکز فرماندهی یکی از تأثیرگذارترین فرقههای مذهبی تاریخ اسلام، قلعه الموت همواره قلب حوادثی شگرف بوده است. امروز، این قلعه باستانی که گویی نگهبان خاموش هزاران داستان ناگفته است، یکی از بهترین جاهای دیدنی قزوین برای علاقهمندان به تاریخ، فرهنگ و طبیعتگردی به شمار میرود. بیایید در این سفر پر رمز و راز، پرده از اسرار الموت برداریم.
مدت بازدید: 4 الی 5 ساعت.
هزینه بازدید: رایگان.
آدرس: استان قزوین – شهرستان قزوین – بخش الموت شرقی – منطقه شکار ممنوع الموت شرقی.

آدرس و جغرافیای رازآلود قلعه الموت؛ دژی بر فراز آشیانه عقاب
قلعه الموت در منطقه الموت شرقی، در شمال شرق استان قزوین و در نزدیکی روستای گازرخان، بر فراز صخرهای عظیم به ارتفاع تقریبی ۲۱۰۰ متر از سطح دریا قرار گرفته است. این موقعیت استراتژیک و منحصر به فرد، قلعه را از سه طرف به درههای عمیق و پرشیب مشرف میسازد و تنها راه دسترسی به آن از سمت شمال شرق و با شیبی تند امکانپذیر است. سلسله جبال البرز که این دژ را در آغوش کشیدهاند، نه تنها حائلی طبیعی در برابر دشمنان بودهاند، بلکه چشماندازهایی خیرهکننده و اقلیمی خاص را نیز برای ساکنان آن به ارمغان آوردهاند.
قرار گرفتن قلعه در چنین ارتفاعی و در میان کوههای صعبالعبور، به آن یک مزیت دفاعی بیبدیل میبخشید. دسترسی دشوار، دید وسیع به اطراف و اشراف کامل بر راههای ارتباطی منطقه، این قلعه را به دژی تسخیرناپذیر تبدیل کرده بود. جغرافیای منطقه الموت، با درههای سرسبز، رودخانههای خروشان و قلههای سرفراز، خود به تنهایی جاذبهای توریستی است که هر بازدیدکنندهای را به تحسین وا میدارد.
این طبیعت بکر و دستنخورده، در کنار بنای باشکوه قلعه، تجربهای فراموشنشدنی را برای کاوشگران تاریخ و طبیعت فراهم میآورد. نام “الموت” که برخی آن را به معنای “آشیانه عقاب” یا “عقاب آموخت” میدانند، به خوبی گواه این موقعیت مرتفع و دستنیافتنی است.

تاریخچه پرفراز و نشیب الموت؛ از بنیانگذاری تا سقوط
تاریخ قلعه الموت به هزار سال پیش باز میگردد و با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. این بنای عظیم نه تنها شاهد دورانهای گوناگون تاریخی بوده، بلکه نقشآفرین مهمی در شکلگیری برخی از آنها نیز محسوب میشود.
پیش از اسماعیلیان: ریشههای کهن و افسانهها
بر اساس برخی منابع، بنای اولیه قلعه الموت به دوران ساسانیان و حتی پیش از آن نسبت داده میشود. روایت است که این قلعه به دستور یکی از پادشاهان ساسانی یا به دست یکی از حاکمان محلی آن دوران بنا شده است. پیش از تصرف آن توسط اسماعیلیان، قلعه الموت مکانی برای سکونت حاکمان و والیان محلی بود و در کتیبهها و متون تاریخی از آن به عنوان دژی مستحکم یاد شده است.
نام “الموت” خود نیز دارای ریشههای کهن است؛ برخی آن را مشتق از “آلَه آموت” یا “آله اَموت” به معنی “آشیانه عقاب” یا “تعلیم عقاب” میدانند که اشاره به موقعیت بلند و غیرقابل دسترس آن دارد. این دوران، اگرچه در مقایسه با دوره اسماعیلیان کمتر شناخته شده است، اما بنیانگذار شهرت و استحکام اولیه این بنای تاریخی محسوب میشود.

اوج قدرت: پایتخت اسماعیلیان نزاری و حسن صباح
سال ۴۸۳ هجری قمری (۱۰۹۰ میلادی) نقطه عطفی در تاریخ قلعه الموت محسوب میشود. در این سال، حسن صباح، رهبر کاریزماتیک و مقتدر فرقه اسماعیلیه نزاری، با ترفندی هوشمندانه و بدون خونریزی، قلعه را به تصرف خود درآورد. او که خود متفکری برجسته و سازماندهندهای بینظیر بود، الموت را به عنوان پایتخت و مرکز فرماندهی دولت اسماعیلیان نزاری برگزید. تحت رهبری حسن صباح و جانشینانش، قلعه الموت به یکی از مهمترین مراکز علمی، فرهنگی و نظامی جهان اسلام تبدیل شد.
اسماعیلیان در الموت، نظامی سیاسی و مذهبی مبتنی بر آموزههای خود بنیان نهادند که برای بیش از ۱۷۰ سال در برابر قدرتهای بزرگ زمان، از جمله سلجوقیان و خلفای عباسی، مقاومت کرد. در این دوران، الموت نه تنها محل زندگی و اداره امور رهبران اسماعیلی بود، بلکه به دانشگاهی بزرگ برای تربیت داعیان، فدائیان و دانشمندان تبدیل شد. کتابخانهای عظیم حاوی هزاران نسخه خطی در علوم مختلف، رصدخانهای برای مطالعات نجومی و کارگاههای تولید ابزار و سلاح در این قلعه دایر بود.
حسن صباح با اتخاذ استراتژیهای نظامی و سیاسی هوشمندانه، از جمله ایجاد شبکهای از دژهای تسخیرناپذیر در سراسر ایران، توانست نفوذ خود را گسترش داده و در معادلات قدرت آن زمان نقشآفرینی کند. این دوره، اوج شکوه و عظمت الموت بود که از آن به عنوان نمادی از مقاومت فکری و نظامی یاد میشود.
دوران پس از اسماعیلیان: از مغول تا عصر معاصر
دوران اوج الموت با حمله ویرانگر مغولان به پایان رسید. در سال ۶۵۴ هجری قمری (۱۲۵۶ میلادی)، هلاکوخان، نوه چنگیزخان، پس از محاصرهای طولانی و مذاکرات پیچیده، موفق به تسخیر قلعه الموت شد. رکنالدین خورشاه، آخرین فرمانروای اسماعیلی الموت، در نهایت تسلیم شد. با ورود مغولان، فاجعهای عظیم رخ داد؛ بسیاری از کتابها و منابع علمی بینظیر کتابخانه الموت به آتش کشیده شد و دانشمندان و اهالی قلعه به قتل رسیدند. این واقعه، ضربهای جبرانناپذیر به تاریخ علم و فرهنگ ایران و جهان اسلام وارد آورد.
پس از سقوط، قلعه الموت به زندانی برای مخالفان مغول و تبعیدگاه تبدیل شد. به تدریج، بیتوجهی و عوامل طبیعی باعث تخریب و ویرانی بخشهای زیادی از آن گردید. در دورههای بعدی، از جمله صفویه، تلاشهایی برای بازسازی و استفاده مجدد از قلعه صورت گرفت، اما هرگز به شکوه و عظمت دوران اسماعیلیان بازنگشت. در قرون اخیر، قلعه بیشتر به عنوان محلی برای جستجوی گنج توسط سودجویان مورد تعرض قرار گرفت که آسیبهای فراوانی به بافت تاریخی آن وارد کرد.
امروزه، با تلاشهای سازمان میراث فرهنگی و باستانشناسان، کاوشها و مرمتهایی برای حفظ و بازسازی این گنجینه تاریخی در حال انجام است تا بقایای شکوهمند آن برای نسلهای آینده باقی بماند.

معماری شگفتانگیز قلعه الموت؛ دژی در دل صخره
معماری قلعه الموت، شاهکاری از مهندسی دفاعی و سازگاری با طبیعت است که نشاندهنده دانش و هنر والای معماران و سازندگان آن در دوران باستان و قرون وسطی میباشد. این قلعه نه تنها از نظر موقعیت استراتژیک، بلکه از لحاظ ساختار و مصالح به کار رفته، نمونهای بینظیر است.
ساختار کلی و عناصر دفاعی؛ استحکامات نفوذناپذیر
قلعه الموت به طور کلی به دو بخش عمده تقسیم میشود: “قلعه بالا” یا “جور قلعه” که بخش اصلی و حکومتی بود و “قلعه پایین” یا “پایین قلعه” که شامل بخشهای خدماتی و مسکونی میشد. این دو بخش به وسیله راهروها و پلکانهای سنگی به هم متصل بودند. آنچه در نگاه اول جلب توجه میکند، دیوارهای عظیم و بلند قلعه است که از سنگهای تراشیده شده و ملات ساروج ساخته شدهاند. این دیوارها به گونهای طراحی شده بودند که با فرم طبیعی صخره در هم آمیزند و نفوذ به قلعه را تقریباً غیرممکن سازند.
در ساخت این قلعه، از روشهای مهندسی خلاقانهای برای بهرهبرداری از موقعیت طبیعی صخره استفاده شده است. برجهای دیدبانی متعدد در نقاط حساس، قلعه را از هر سو تحت نظر داشتند و مسیرهای مخفی و دالانهای زیرزمینی امکان جابجایی نیروها و آذوقه را در شرایط محاصره فراهم میآوردند. مهمترین عنصر دفاعی، علاوه بر دیوارهای مستحکم، سیستم پیچیده آبرسانی قلعه بود.
با توجه به ارتفاع زیاد و نبود چشمه در بالای صخره، مهندسان باستانی توانستند با حفر کانالهای زیرزمینی و جمعآوری آب باران و برف در آبانبارهای عظیم و حوضچههای متعدد، نیازهای آبی ساکنان قلعه را برطرف کنند. این آبانبارها که برخی از آنها هنوز نیز قابل مشاهدهاند، گواه دانش بالای هیدرولیک در آن دوران است.

بخشهای مختلف قلعه؛ زندگی در دژ
قلعه الموت شامل بخشهای مختلفی بود که هر یک کارکرد خاص خود را داشتند:
- ارگ اصلی: این بخش در بلندترین نقطه قلعه قرار داشت و محل سکونت فرماندهان و رهبران اسماعیلی از جمله حسن صباح بود. بقایای اتاقها، سالنها و ایوانهای این بخش نشاندهنده اهمیت و عظمت آن است.
- سربازخانه و انبارهای آذوقه: در بخشهای پایینیتر قلعه، فضاهایی برای سکونت سربازان و همچنین انبارهای بزرگ برای ذخیره آذوقه و سلاح تعبیه شده بود. این انبارها قادر بودند غذای کافی برای تعداد زیادی از افراد را برای مدت طولانی محاصره تأمین کنند.
- زندانها: بخشهایی از قلعه نیز به زندان اختصاص داشت که اغلب برای نگهداری مخالفان و اسیران مورد استفاده قرار میگرفت.
- حوضچهها و سیستم آبرسانی: همانطور که پیشتر ذکر شد، سیستم آبرسانی قلعه از مهمترین ویژگیهای آن است. حوضچههای سنگی و کانالهای آب، نمونههایی از هوش مهندسی آن دوران هستند.
- برجها و حصارها: بقایای هفت برج نگهبانی و دیوارهای قطور پیرامونی قلعه، هنوز هم شکوه و ابهت آن را به نمایش میگذارند. این برجها که در نقاط استراتژیک قرار گرفته بودند، امکان دیدبانی وسیعی را به سوی درههای اطراف فراهم میآوردند.
- کورهها و کارگاهها: در کاوشهای باستانشناسی، آثاری از کورههای سفالگری و کارگاههایی برای تولید ابزار و وسایل مختلف در داخل قلعه کشف شده است که نشاندهنده خودکفایی نسبی ساکنان آن است.
مصالح عمده به کار رفته در ساخت قلعه شامل سنگ، آجر، ساروج و گچ بود. با وجود تخریبهای گسترده در طول تاریخ، هنوز هم میتوان عظمت و پیچیدگی ساختار این دژ تاریخی را از بقایای آن دریافت. کاوشها و مرمتهای مداوم، به تدریج جزئیات بیشتری از معماری و نحوه زندگی در قلعه الموت را روشن میسازد.

افسانهها و واقعیتها پیرامون قلعه الموت؛ حشاشین و گنجینههای پنهان
هیچ مکان تاریخی به اندازه قلعه الموت، با هالهای از رمز و راز و افسانههای گوناگون درآمیخته نیست. این افسانهها، اگرچه گاه با واقعیتهای تاریخی فاصله دارند، اما به جذابیت و شهرت جهانی این دژ افزودهاند.
حشاشین و روایتهای تاریخی؛ حقیقت یا خیال؟
یکی از مشهورترین افسانهها پیرامون الموت، داستان “حشاشین” یا “اساسین” است. این کلمه که در منابع غربی به صورت Assassin رواج یافت، به فرقه اسماعیلیه نزاری و به ویژه فدائیان آنها اشاره دارد. روایت مشهور مارکوپولو، جهانگرد ونیزی، از “پیر کوهستان” (حسن صباح) و “باغ بهشت” او، تصویری از رهبری قدرتمند را ترسیم میکند که با استفاده از حشیش، جوانان را به باغی خیالی شبیه به بهشت میبرد و پس از لذت بردن از آن، با وعده بازگشت به بهشت در صورت انجام ترورهای هدفمند (فدایی شدن)، آنها را به انجام مأموریتهای خطرناک ترغیب میکرد.
تحقیقات تاریخی معاصر، صحت این روایتها را زیر سوال برده است. اغلب مورخان بر این باورند که “حشاشین” برچسبی تحقیرآمیز و تبلیغاتی بوده که از سوی دشمنان اسماعیلیان (سلجوقیان و خلفای عباسی) برای بدنام کردن آنها به کار رفته است. واژه “حشاش” به معنای “کسی که حشیش مصرف میکند” است و هدف از این نامگذاری، تضعیف مشروعیت اسماعیلیان و ایجاد تصویری منفی از آنها در افکار عمومی بوده است.
واقعیت این است که فدائیان اسماعیلی، افرادی با اعتقاد عمیق مذهبی و فداکاری بیحد و مرز بودند که با آگاهی کامل و بدون نیاز به مواد مخدر، جان خود را در راه آرمانهایشان فدا میکردند. آنها از روش ترور هدفمند برای حذف شخصیتهای کلیدی مخالف استفاده میکردند تا با وجود جمعیت کم، تأثیری بزرگ بر سیاستگذاریها و موازنههای قدرت بگذارند. الموت، در حقیقت، مرکز یک سازمان نظامی و اطلاعاتی بسیار پیچیده و کارآمد بود نه محلی برای اغفال جوانان با حشیش.
این افسانهها، اگرچه ریشه در واقعیت تاریخی ندارند، اما به شکلگیری شهرت جهانی قلعه و تأثیر آن در ادبیات و فرهنگ عامه غرب کمک شایانی کردهاند.

گنجینههای پنهان و اسرار ناگشوده؛ جاذبههای پنهان قلعه الموت
علاوه بر افسانه حشاشین، داستانهای بیشماری درباره گنجینههای پنهان در قلعه الموت نیز سینه به سینه نقل شده است. این باور که اسماعیلیان در طول سالیان متمادی، ثروت و گنجینههای ارزشمندی را در دالانهای مخفی و غارهای پنهان قلعه مدفون کردهاند، از دیرباز مورد توجه سودجویان و گنجیابان بوده است. این داستانها، اگرچه با مستندات تاریخی قوی همراه نیستند، اما به رمز و راز و جذابیت الموت افزودهاند.
همچنین، خود قلعه الموت و بقایای آن، حاوی اسرار ناگشودهای برای باستانشناسان و محققان است. هر کاوش جدیدی میتواند اطلاعاتی نو درباره زندگی، فرهنگ، معماری و علوم رایج در این قلعه در دوران اوج اسماعیلیان فاش کند. کشف کتابخانهای عظیم که متأسفانه توسط مغولان نابود شد، گویای عمق دانش و فرهنگ در این مرکز بود. مطالعات بر روی بقایای معماری، سفالها، ابزارآلات و دستنوشتههای احتمالی که از گزند زمان در امان ماندهاند، میتواند جنبههای تازهای از تاریخ ایران و جهان اسلام را روشن سازد.
این جاذبههای پنهان و پتانسیل کشف اسرار، قلعه الموت را نه تنها به یک سایت تاریخی، بلکه به آزمایشگاهی بزرگ برای درک گذشته تبدیل کرده است.
راهنمای بازدید از قلعه الموت؛ سفری به قلب تاریخ
بازدید از قلعه الموت، فراتر از یک گشت و گذار ساده، تجربهای عمیق از سفر به تاریخ، درک معماری کهن و لذت بردن از طبیعت بکر کوهستان است. اگر قصد سفر به این منطقه تاریخی و طبیعی را دارید، نکات زیر میتواند راهگشای شما باشد.
چگونه به قلعه الموت برویم؟ مسیرهای دسترسی
قلعه الموت در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری شمال شرق قزوین واقع شده است. اصلیترین مسیر دسترسی به قلعه، از طریق شهر قزوین است.
- از قزوین: بهترین راه، حرکت از شهر قزوین به سمت معلمکلایه و سپس روستای گازرخان است. مسیر جادهای از قزوین تا معلمکلایه آسفالته و با کیفیت نسبتاً خوبی است. از معلمکلایه تا روستای گازرخان (که قلعه در نزدیکی آن قرار دارد)، جاده کوهستانی و پیچ در پیچ است، اما آسفالته و مناسب تردد خودروهای سواری است. این مسیر حدود ۲ تا ۲.۵ ساعت زمان میبرد.
- از تهران: برای رسیدن از تهران، ابتدا باید خود را به قزوین برسانید (حدود ۱.۵ تا ۲ ساعت رانندگی در آزادراه). سپس از قزوین، مسیر شرح داده شده در بالا را دنبال کنید.
- حمل و نقل عمومی: از قزوین میتوانید با استفاده از تاکسی یا مینیبوسهای محلی که به سمت معلمکلایه و روستاهای الموت حرکت میکنند، به منطقه دسترسی پیدا کنید. البته برای رسیدن به پای قلعه، نیاز به هماهنگی با تاکسیهای محلی خواهید داشت.

نکات مهم برای بازدیدکنندگان؛ آمادگی برای یک ماجراجویی
بازدید از قلعه الموت نیازمند آمادگیهایی است تا تجربهای لذتبخش و ایمن داشته باشید:
- بهترین زمان سفر: فصل بهار (اردیبهشت و خرداد) و اوایل پاییز (مهر و آبان) بهترین زمان برای بازدید است. در این فصول، هوا مطبوع بوده و طبیعت منطقه در زیباترین حالت خود قرار دارد. زمستانها جادهها ممکن است برفی و لغزنده باشند و صعود به قلعه دشوار خواهد بود. تابستانها نیز هوا گرم است، هرچند به دلیل ارتفاع زیاد، دمای هوا معتدلتر از دشت است.
- کفش مناسب: مسیر صعود به قلعه (حدود ۳۰۰ پله سنگی و شیبدار) نیاز به کفش پیادهروی راحت و محکم دارد.
- آب آشامیدنی: حتماً آب کافی به همراه داشته باشید، به خصوص در فصول گرم.
- کلاه و عینک آفتابی: برای محافظت در برابر نور خورشید.
- کرم ضد آفتاب: در ارتفاعات، تابش خورشید شدیدتر است.
- لباس گرم: حتی در بهار و تابستان، شبها و صبح زود هوا میتواند خنک باشد.
- کوله پشتی کوچک: برای حمل لوازم شخصی.
- امکانات رفاهی: در روستای گازرخان و روستاهای اطراف، اقامتگاههای بومگردی و خانههای محلی برای اجاره وجود دارد. همچنین چند رستوران کوچک با غذاهای محلی در دسترس هستند. امکانات سرویس بهداشتی در پای قلعه نیز فراهم است.
- احترام به میراث فرهنگی و طبیعت: در طول بازدید، از ریختن زباله خودداری کنید. به بافت تاریخی قلعه آسیب نرسانید و از کندن سنگها و یادگاری نوشتن پرهیز کنید. منطقه الموت دارای طبیعت حساسی است، لذا مراقب باشید.
- مدت زمان بازدید: برای بازدید کامل از قلعه و لذت بردن از مناظر اطراف، حداقل نصف روز (۴ تا ۵ ساعت) زمان نیاز دارید.
جاذبههای اطراف الموت؛ فراتر از قلعه
منطقه الموت غربی و شرقی، علاوه بر قلعه الموت، دارای جاذبههای طبیعی و تاریخی متعددی است که میتواند سفر شما را غنیتر کند:
- دریاچه اوان: نگین آبی الموت، در فاصله کمی از قلعه الموت قرار دارد. این دریاچه کوهستانی با آب زلال و طبیعت اطرافش، مکانی فوقالعاده برای استراحت، قایقسواری و عکاسی است.
- قلعه لمبسر: یکی دیگر از قلعههای مهم اسماعیلیان که در فاصله حدود ۱۵ کیلومتری از قلعه الموت واقع شده و از نظر تاریخی و معماری حائز اهمیت است.
- روستاهای تاریخی و طبیعت بکر: روستاهایی مانند زرآباد، وربن و اوان با معماری سنتی، مردمان مهماننواز و مناظر طبیعی چشمنواز، فرصتهای بینظیری برای تجربه زندگی روستایی و گشت و گذار در طبیعت را فراهم میآورند.
- آبشارها و چشمهها: در جای جای منطقه الموت، آبشارها و چشمههای طبیعی متعددی وجود دارد که با پیادهروی در طبیعت میتوانید از آنها بازدید کنید.
نتیجهگیری
قلعه الموت، بیش از یک بنای سنگی قدیمی، نمادی از استقامت، دانش و اراده انسانی در طول تاریخ است. این دژ عظیم که بر فراز کوههای البرز استوار است، یادآور فصولی پرشکوه و گاه پرفراز و نشیب از تاریخ ایران زمین است. از معماری شگفتانگیز و سیستمهای دفاعی هوشمندانه آن گرفته تا نقش محوریاش در یکی از تأثیرگذارترین جنبشهای مذهبی و سیاسی قرون وسطی، الموت همواره الهامبخش بوده است.
حفظ و نگهداری از این میراث ارزشمند نه تنها وظیفهای ملی، بلکه یک مسئولیت جهانی است. باستانشناسان، مورخان و علاقهمندان به میراث فرهنگی، همگی در تلاشاند تا پرده از اسرار نهفته این قلعه بردارند و آن را برای نسلهای آینده حفظ کنند. بازدید از قلعه الموت، فرصتی بیبدیل برای هر ایرانی و هر گردشگر خارجی است تا نه تنها با بخشی مهم از تاریخ و فرهنگ این سرزمین آشنا شود، بلکه در طبیعت بکر و نفسگیر الموت، آرامش و زیبایی را تجربه کند.
قلعه الموت، همچنان با شکوه و عظمت، منتظر میزبانی از شماست تا داستانهای ناگفتهاش را با شما قسمت کند. این سفر به گذشته، دعوتی است به تأمل در شکوه از دست رفته و افتخارات ماندگار. گردشی تاپ قدردان همراه شما عزیزان است.
سوالات متداول
بهترین زمان برای بازدید از قلعه الموت چه فصلی است؟
بهار و تابستان بهترین زمان بازدید هستند، چون مسیر کوهستانی امنتر و هوا معتدلتر است.
آیا قلعه الموت فقط یک قلعه نظامی بوده است؟
خیر، علاوه بر کاربرد نظامی، این قلعه شامل بخشهای مسکونی، انبار آذوقه، آبانبار و فضاهای آموزشی نیز بوده است.
چرا دژ الموت به این اندازه مشهور شده است؟
بهدلیل موقعیت استراتژیک، معماری دفاعی منحصربهفرد و ارتباط آن با فرقه اسماعیلیه و شخصیت حسن صباح، شهرت جهانی پیدا کرده است.
قلعه تاریخی الموت متعلق به چه دورهای از تاریخ ایران است؟
این قلعه در دوره اسماعیلیان اهمیت ویژهای پیدا کرد و پایگاه اصلی حسن صباح و پیروان او بود.
قلعه الموت کجاست و در چه استانی قرار دارد؟
قلعه الموت در استان قزوین و در منطقهای کوهستانی و مرتفع قرار گرفته و روی صخرهای بلند ساخته شده است.



