از سوریه تا چین؛ داستان کمان مرکب و سلطهی آن بر عصر برنز

تحقیقات تازه نشان میدهد که کمان مرکب کشندهترین و تأثیرگذارترین سلاح عصر برنز بوده است. پژوهش باستانشناس گابریل شافا نشان میدهد که این سلاح پیشرفته حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد در خاور نزدیک پدید آمده و برخلاف باورهای پیشین، نتیجهی یک نوآوری واحد بوده است، نه تدریجی یا محصول سازگاری چند فرهنگ مختلف.
کمان مرکب از چوب، شاخ و رودهی حیوانات ساخته میشد و با استفاده از چسب به هم متصل میگردید. این طراحی چندلایه، امکان ذخیره و انتقال انرژی بسیار بیشتر به تیرها را فراهم میکرد و تیرها را با برد، قدرت و توان نفوذ بیسابقهای شلیک میکرد. برخلاف کمانهای چوبی ساده (Self Bow) که تکتکه بودند، کمانهای مرکب سبکتر، کوتاهتر و در عین حال قدرتمندتر و کارآمدتر بودند.
ظهور کمان مرکب همزمان با دیگر نوآوریهای عصر برنز صورت گرفت: ارابههای چرخاسپوکدار، اهلی کردن اسب و فلزکاری پیشرفته برنز. این فناوریها در کنار هم یک تحول کامل در جنگهای باستانی ایجاد کردند و نشاندهندهی شکلگیری شبکههای پیچیده و تعاملات میان جوامع باستانی بود.
قدیمیترین شواهد فیزیکی کمان مرکب در مقبرههای تبایی مصر و گور فرعون توتعنخآمون یافت شدهاند، اما شواهد نشان میدهد مصر اختراعکننده آن نبوده و این سلاح از سوریه یا آناتولی وارد مصر شده است.
پس از اختراع، فناوری کمان مرکب به سرعت در اوراسیا گسترش یافت. گروههای هندوایرانی نقش مهمی در انتقال این نوآوری در استپهای اوراسیا داشتند و تا حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، این سلاح به منطقه شینجیانگ چین رسید، جایی که بیش از صد نمونه سالم در گورستان یانگهای کشف شده است. این نمونهها نشان میدهند طراحی اولیه مشابه نمونههای مصری بوده و به مرور زمان پیچیدهتر و نامتقارن شده است.
در نهایت، کمان مرکب در میان جنگجویان سکیت بین ۹۰۰ تا ۳۰۰ پیش از میلاد به اوج رسید. این سوارکاران استپی، کمان را به شکل کوچک، جمعوجور و دو خمیده طراحی کردند تا برای نبردهای سوارکاری مناسب باشد. این طراحی به نماد جنگهای استپی تبدیل شد و از ایران تا چین نسخههای مختلف آن پذیرفته شد.
با وجود ظهور اسلحههای آتشین، کمان مرکب تا قرن نوزدهم میلادی در برخی مناطق مورد استفاده باقی ماند. شافا نتیجهگیری میکند که این سلاح، مانند دیگر نوآوریهای عصر برنز، محصول یک پیشرفت تکنولوژیک یکپارچه بود و نقش تعیینکنندهای در تحول جنگ و تاکتیکهای نظامی باستان داشته است.
این کشف همچنین اهمیت مطالعات بینرشتهای شامل باستانشناسی، زبانشناسی و دادههای ژنتیکی را نشان میدهد تا مسیر گسترش فناوریها و انتقال نوآوریها در جهان باستان به شکل دقیقتری درک شود.



