رسم قدیمیهای بازار سنتی تبریز که مطمئنم بعد از شنیدن آن هوش از سرتان میپرد!

در بازارهای قدیمی، بعضی رسمها روی کاغذ نیامدهاند؛ نه قانونی برای آنها نوشته شده و نه کسی آن را فراموش میکند. همین رسمهای ساده، گاهی پیچیدهترین شبکههای اعتماد و همکاری را میسازند. در بازار سنتی تبریز، یکی از این رسمها هر صبح تکرار میشود؛ رسمی ساده با یک صندلی.
صبح زود، پیش از آنکه هیاهوی مشتریها بازار را پر کند، بازاریهای قدیمی یک صندلی جلوی مغازه خود میگذارند. این صندلی نه برای نشستن است و نه نشانه خستگی؛ بلکه علامتی است برای یک توافق نانوشته. این صندلی جلوی هر مغازهای که باشد، یعنی صاحب آن مغازه هنوز جنسی را نفروخته است. مغازهدار، بعد از فروش اولین جنس خود، صندلی را برمیدارد؛ اما نکته اصلی تازه بعد از این اتفاق میافتد.
اگر مشتری دومی وارد مغازه شود، مغازهدار جنسی را به او نمیفروشد و او را به سمت مغازهای که هنوز دشت نکرده راهنمایی میکند. مشتری شاید متعجب شود، اما این پاسخ بخشی از همان رسم قدیمی است. مغازهدار، آگاهانه از فروش صرفنظر میکند تا همکارش هم اولین فروش روز را تجربه کند.
در نگاه اول، این رفتار شاید برای منطق اقتصادی مدرن عجیب باشد؛ چرا کسی باید از فروش جنس خودش بگذرد؟ اما در دل این تصمیم ساده، فلسفهای عمیق جریان دارد: هیچکس نباید صبحش را بدون مشتری شروع کند. باور قدیمی بازاریها این است که اولین فروش، برکت روز را میآورد و این برکت، اگر تقسیم شود، به همه بازمیگردد.
این رسم باعث میشود رقابت جای خودش را به همکاری بدهد. بهجای اینکه هر مغازهدار فقط به سود شخصی فکر کند، نوعی همدلی جمعی شکل میگیرد؛ شبکهای نامرئی از اعتماد که سالهاست بازار را سرپا نگه داشته است. بازاریها میدانند که امروز نوبت همسایه است و فردا، شاید نوبت خودشان.
صندلیهای جلوی مغازهها، نماد یک اخلاق اقتصادی هستند؛ اخلاقی که در آن شروع خوب برای همه مهمتر از سود بیشتر برای یک نفر است. رسمی ساده، بیسروصدا و بدون تبلیغ که نشان میدهد بعضی از هوشمندانهترین سیستمهای اجتماعی، نه در کتابها، بلکه در زندگی روزمره مردم شکل گرفتهاند.
شاید راز ماندگاری بازار تبریز هم همین باشد؛ جایی که حتی یک صندلی ساده، میتواند صبح همه را روشنتر کند.
نظر شما درباره رسم صندلیها در بازار سنتی تبریز چیست؟ خوشحال میشویم اگر نظر خود را با ما و سایر کاربران گردشی تاپ به اشتراک بگذارید.



