چرا هیرکانی هر سال در آتش میسوزد؟ دلایل، افراد مقصر و اقدامات پیشگیرانه

با هر بار اوج گرفتن دود در آسمان گلستان و انتشار خبر آتشسوزیهای گسترده، نگرانیهای جامعه محیطزیست درباره سرنوشت جنگلهای هیرکانی دوباره زنده میشود. اکنون این پرسش اساسی مطرح است که چرا ایران، باوجود داشتن یکی از قدیمیترین جنگلهای جهان، هنوز نتوانسته میان گردشگری و حفاظت محیطزیست تعادل ایجاد کند و اجازه میدهد ورود به مناطق حساس بدون مجوز و نظارت صورت گیرد؟ وضعیتی که زمینهساز بخش زیادی از آتشسوزیهای سالانه است.
جنگلهای هیرکانی گلستان، بخشی از کمربند سبز ارزشمند جنوب دریای خزر، از دوران سوم زمینشناسی دستنخورده باقی ماندهاند و درختانی همچون راش، ممرز، توسکا و انجیلی میلیونها سال در این ناحیه رشد کردهاند. این جنگلها زیستگاهی بیبدیل برای هزاران گونه گیاهی و بیش از 300 گونه جانوری ازجمله پلنگ، خرس قهوهای و قوچ اوریال به شمار میآیند و به همین دلیل اهمیت اکولوژیکی و جهانی دارند. با این وجود، هر ساله بخشهایی از این میراث طبیعی 40 میلیونساله در آتش خاکستر میشود.
به نقل از ایرنا از ابتدای امسال تا آبانماه، 158 فقره آتشسوزی در جنگلها و مراتع گلستان رخ داده که 12 درصد بیشتر از سال گذشته است. جدیدترین آتشسوزی نیز در چندین شهرستان ازجمله مینودشت، گالیکش، آزادشهر و کلاله رخ داد و با تلاش شبانهروزی نیروهای یگان حفاظت و مردم محلی مهار شد.
هرچند علت دقیق این آتشسوزیها اعلام نشده، اما متخصصان برآورد میکنند 95 درصد آنها منشأ انسانی دارد؛ از بیاحتیاطی گردشگران در خاموش نکردن آتش گرفته تا سوزاندن علفزارها توسط دامداران و فعالیتهای غیرقانونی شکارچیان.

سوددهی گردشگری به این حجم از ویرانی میارزد؟
با وجود این خطرات، گردشگری همچنان بخش مهمی از اقتصاد محلی گلستان است و پیامدهای اقتصادی آن قابلانکار نیست. ورود گردشگران به پارک ملی گلستان و جنگلهای هیرکانی موجب رونق اقامتگاههای بومگردی، فروش صنایعدستی ترکمن و اشتغال راهنمایان محلی میشود. این منطقه از نظر تنوع اکوتوریسم یکی از جذابترین نقاط کشور به شمار میرود و بسیاری از روستاهای حاشیه جنگلها، درآمد اصلی خود را از همین صنعت به دست میآورند.
اما این رونق اقتصادی بدون نظارت کافی، آسیبزا شده است. تورهای بدون مجوز، کمپینگهای خودسرانه در نقاط حساس، تهسیگارهای رها شده، ویلاسازیهای غیرمجاز و نبود کنترل جدی بر ورود گردشگران باعث افزایش خطر آتشسوزی و تخریب اکولوژیک شده است. نتیجه این فرایند نگرانکننده آن است که منافع اقتصادی کوتاهمدت بر دوش زیانهای بلندمدت محیطزیستی سنگینی میکند؛ زیانهایی که بازسازی آنها ممکن است دههها زمان ببرد یا حتی غیرقابلجبران باشد.
تعادل گردشگری و حفظ محیطزیست در کشورهای دیگر
مقایسه با کشورهای دیگر نشان میدهد که میتوان میان گردشگری و حفاظت تعادل ایجاد کرد. در کانادا، ورود به بسیاری از پارکهای ملی آزاد است اما با نظارت هوشمند کنترل میشود. اپلیکیشنهای هشدار آتش فعال هستند، ایستگاههای اطفای حریق همیشه آماده هستند و جریمههای سنگین برای رها کردن آتش یا بیاحتیاطی در طبیعت اجرا میشود.
در استرالیا، علاوه بر جریمهها، پهپادهای مجهز به سیستم هوش مصنوعی برای پایش مناطق جنگلی و شناسایی نقاط پرخطر استفاده میشود و آموزش پیشگیرانه جزئی جدانشدنی از فرهنگ طبیعتگردی است. سوئد و فنلاند نیز اجازه دسترسی گسترده مردم به جنگلها را میدهند، اما با کدهای رفتاری اجباری، بیمه آتشسوزی و مسئولیتپذیری گردشگران، تعادل اکولوژیک را حفظ کردهاند.
این نمونهها ثابت میکنند که آزادی به معنای رها بودن نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه و مسئولانه است که میتواند هم اقتصاد طبیعتگردی را تقویت کند و هم از نابودی منابع طبیعی جلوگیری کند. برای نجات جنگلهای هیرکانی نیز باید به همین سمت حرکت کرد.
راهکارهای جلوگیری از نابودی جنگلهای هیرکانی
راهکارهای اصلی عبارتاند از:
- ایجاد سیستم مجوزدهی دیجیتال برای تورها و گروههای طبیعتگرد.
- راهاندازی ایستگاههای آتشنشانی سیار در نقاط حساس جنگلی.
- تدوین قوانین بازدارنده و جریمههای مؤثر برای بیاحتیاطی گردشگران.
- اجرای کمپینهای آموزشی گسترده درباره روشهای صحیح استفاده از آتش در طبیعت.
- نظارت واقعی بر ورودیها و کمپینگها.
بدون این اقدامات، چرخه آتشسوزی و تخریب هر سال تکرار میشود و کارشناسان هشدار میدهند که اگر روند فعلی ادامه یابد، بخش قابلتوجهی از پوشش جنگلی هیرکانی در 20 سال آینده از دست خواهد رفت.



