تصویر زیرخاکی از دور دور کردن جوانان با ماشین قدیمی

ماشینهای خیلی قدیمی، مخصوصاً اونهایی که مربوط به دهههای ۳۰ تا ۵۰ میلادی بودن، یه جور حس زندگی داشتن. وقتی روشنشون میکردی، صدای استارتشون مثل یه غرش کوتاه از دل آهن بلند میشد و موتور که به کار میافتاد، کل بدنه ماشین شروع به لرزیدن میکرد؛ انگار قلب مکانیکیاش تازه بیدار شده. صدای اگزوزهاشون نه تنها بلند بود، بلکه ریتم داشت؛ مثل ضربآهنگ یه ساز کوبهای قدیمی که تو خیابون میکوبه و توجه همه رو جلب میکنه. هر بار که راه میافتادن، با هر لرزش و صداشون، یه تکه از تاریخ رو همراه خودشون میکشیدن.
رانندگی با اون ماشینها بیشتر یه ماجراجویی بود تا یه سفر ساده. فرمونای بزرگ، دندههای سخت و ترمزهایی که باید با تمام قدرت پاتو روش میذاشتی تا عمل کنن، باعث میشد کاملاً درگیر رانندگی بشی. اما دقیقاً همین چیزا بود که لذتبخشش میکرد. اون ماشینها هویت داشتن، شخصیت داشتن. وقتی توی خیابون حرکت میکردن، انگار یه قهرمان بازنشسته است که هنوزم همه رو مجذوب خودش میکنه. صدای موتور، لرزش بدنه و بوی بنزین خام، همه با هم یه نوستالژی زنده بودن؛ یه یادآوری از روزهایی که ماشین فقط یه وسیله نبود، بلکه یه تجربه کامل بود.
در ادامه تصویری قدیمی از 3 جوان را میبینید که در حال رانندگی با یکی از همین ماشینها هستند.




