راز کوزه شکستن؛ روایت یکی از قدیمیترین رسوم چهارشنبهسوری

در آخرین شب چهارشنبه سال، وقتی آتش در کوچهها زبانه میکشد و صداها با هیجان پایان زمستان در هم میآمیزند، آیینی آغاز میشود که ریشه در قرنها باور، ترس، امید و میل به نو شدن دارد؛ آیینی به نام کوزه شکستن. برای مردمان ایران قدیم، این شب فقط جشن نبود، لحظهای بود برای رها شدن از آنچه کهنه، سنگین و ناخواسته بود.
کوزه، این ظرف ساده سفالی، در طول سال همراه زندگی روزمره مردم ایران بود. آب، دانه، غذا و گاهی حتی رازهای خانه را در خود نگه میداشت. باور بر این بود که بدشانسی، بیماری و غمهای سال گذشته، آرامآرام در دل این ظرف جمع میشوند. پس با شروع سال جدید، جایی برای یک کوزه قدیمی نبود و باید شکسته میشد.
در شب چهارشنبهسوری، یکی از اعضای خانواده کوزهای کهنه را برمیداشت و درون آن را با آب، نمک، سکه و یا زغال پر میکرد. کوزه را با خود به پشتبام خانه میبرد و از آنجا رهایش میکرد. شکستن کوزه بر زمین، صدایی کوتاه اما پرمعنا بود؛ صدای گسستن از گذشته. آب جاری میشد، سفال خرد میشد و باور این بود که نحسی، بلا و تلخی هم همراه آن شکستهاند.
این رسم تنها یک عمل نمادین نبود؛ پیوندی بود میان خانه، زمین و زمان. شکستن ظرفی کهنه به معنای جا باز کردن برای نو شدن بود. همانطور که طبیعت در آستانه بهار پوست میاندازد، انسان هم تلاش میکرد خود را سبکتر کند. کنار آتش، میان قاشقزنی کودکان و شادی جوانان، کوزه شکستن لحظهای آرام اما تعیینکننده بود؛ پایان یک چرخه.
امروزه، این آیین در بسیاری از شهرهای ایران به خاطرهای محو تبدیل شده است. صدای کوزه شکسته جایش را به ترقه داده، اما معنای پنهان آن هنوز باقیست. مراسم کوزه شکستن یادآور این باور کهن است که برای آغاز دوباره، گاهی باید چیزی را رها کرد؛ حتی اگر سالها همراه ما بوده باشد.
شاید چهارشنبهسوری، پیش از آنکه جشن آتش و صدا باشد، تمرینی برای همین باشد: شکستن آنچه کهنه است تا راه برای زندگی نو باز شود.
آیا روستا یا شهری را میشناسید که این آیین را فراموش نکرده باشند؟ اسم شهر یا روستا را با کاربران گردشی تاپ به اشتراک بگذارید.



